پیوند ها

عنوان: مبانی نظری و پیشینه تحقیق فساد اقتصادی
فرمت ورد قابل ویرایش
تعداد صفحات: 47
همراه با رفرنس نویسی و پاورقی داخل متن
منابع کامل
ممکن است در توضیحات بهم پیوستگی در کلمات وجود داشته باشد ولی در فایل word اینگونه نیست.
قسمتی از متن:
تعریف فساد و فساد اقتصادی
فساد در لغت به معاني تباهشدن، نابود شدن، فتنه، آشوب، از بین رفتن، زیان، کینه، دشمنی، ظلم و ستم، شرارت و بدكاري، تباهي، فسق و فجور، بیماری، پوسیدگی و به ستم گرفتن مال كسي به كار رفته است. فساد كردن نیز به معني فتنه بر پا كردن، ياغي شدن، لواط كردن، نافرماني و گناه كردن به كار ميرود (معین، 1379: 2545).
در لغت عرب، فساد از ریشه « فَسَدَ » به معنی تباهی، اخلال و منع از رسیدن به یک هدف مطرح و جلوگيري از انجام اعمال درست و سالم است؛ بطوریکه نقيض صلاح بوده و به معناي بطلان، اضمحلال و تغيّر نيز استعمال شده است (دادگر و معصومی نیا، 1386: 15).
فساد در زبان انگليسي با عنوان «Corruption» و ريشهی لاتيني «rumpere» مطرح ميشود كه به معناي شكستن و نقض كردن است، و به عبارت دیگر منظور این است که چیزی شکسته یا نقض شود که این چیز میتواند یک هنجار اخلاقی، قانونی ( قوانین و مقررات) و یا حتی قواعد و مقررات اداري باشد. بدين معنا، فساد يعني هر پديدهاي كه مجموعهاي را از اهداف و كاركردهاي خود باز دارد (تانزی، 1378: 182).
درفرهنگوبستر[1] نیز، فسادبصورتپاداشنامشروعبرايواردكردنفردبهتخلفازوظيفه،تعريفشدهاست. در نتیجه فساد عبارت است از خروج هر چیز از اعتدال، چه این خارج شدن اندک باشد و چه زیاد.
در تعریف کلاسیک، دبل[2] فساد را «فقدان ظرفیت وفاداری» میداند. کولین نای[3] نیز معتقد است، فساد عبارتست از تخطی یک مقام دولتی از وظایف رسمی برای رسیدن به منافع و رفاه خود یا اقوام نزدیک یا ارتقای موقعیت (Advig & Etal, 2001: 6).
برای مشخص شدن مفهوم فساد و در نتیجه فساد مالی، ابتدا به بیان اظهار نظر فلاسفه و دانشمندان در این رابطه میپردازیم.
افرادی مثل افلاطون، ارسطو، توسیدید و ماکیاولی، مفهوم فساد را بیشتر به سلامت اخلاقی کل جامعه اطلاق میکردند تا اقدامات و فعالیتهای اشخاص.
به نظر ماکیاولی[4]، فساد جریانی است که طی آن موازین اخلاقی افراد ضعیف و فضیلت و تقوای آنان از بین میرود. از آنجا که بیشتر افراد ضعیف هستند و عاری از تقوی و پرهیزکاری، زمینهی فساد در آنها همواره موجود است مگر زمانی که تحت هدایت یک رهبر بزرگ قرار گیرند (رهبر، 1388: 9).
منتسکیو[5] معتقد است فساد یک سامانهی سیاسی خوب و صحیح را به یک سامانهی زشت و ناپسند تبدیل میکند. وی بیان میکند در حکومت مشروطه نیازی به روی آوردن به فساد نیست؛ اما در حکومت استبدادی که شرافت و تقوی وجود ندارد، نمیتوان به انجام هیچ کاری بدون استفادهی مفسدانه امید داشت (زاهدی، 1375).
[1].Webster
[2]. Dobel
[3].Colin Nye
[4].Machiavelli
[5].Montesquieu
برچسب های مهم